ماداگاسکار یکی از فقیرترین کشورهای دنیا است. من با یه عزیزی که تحصیل کرده بود، صحبت میکردم و میگفت بیش از پنجاه درصد افراد فقیر هستن. به شکلی که خونهای ندارن و فقط روزشون رو شب میکنن. مثلا دستفروشی میکنن که یه برنجی به دست بیارن تا سیر بشن و حتی اگر به اینها یک کار جدیدی رو پیشنهاد بدی قبول نمیکنن چون عادت کردن و اون آگاهی رو ندارن که بتونن زندگی بهتری داشته باشن.
زمانی که افراد آگاهیشون بالاتر میره و دیگه ذهنشون فقیر نیست، اون زمانی هست که چالشهاشون بیشتر میشه چون میدونن که میتونن شرایط بهتری رو داشته باشن، ولی خیلی از محدودیتها براشون وجود داره. توی مهاجرها هم خیلی وقت ما این رو میبینیم که ما از اون شرایط سخت میایم و طرز فکرمون طرز فکر کاملا ثروتمند نیست و یه مقدار طرز فکر و محدودیتهای ذهنی و باور فقیر بودن رو داریم که میآیم به جای این که فرصتها رو ببینیم بیشتر محدودیتها رو میبینیم و این چالش اصلی است که خیلی از ماها با اون مواجهیم.
پس خیلی مهمه که ما آگاه باشیم و فقط این که بخواییم از اون چرخه شرایط فقیر بودن خارج بشیم، پایهاش این هستش که طرز فکرمون رو تغییر بدیم و پیشنیاز اصلی اون اینه که فرصتها رو به جای محدودیتها ببینیم.
زمانی که افراد آگاهیشون بالاتر میره و دیگه ذهنشون فقیر نیست، اون زمانی هست که چالشهاشون بیشتر میشه چون میدونن که میتونن شرایط بهتری رو داشته باشن، ولی خیلی از محدودیتها براشون وجود داره. توی مهاجرها هم خیلی وقت ما این رو میبینیم که ما از اون شرایط سخت میایم و طرز فکرمون طرز فکر کاملا ثروتمند نیست و یه مقدار طرز فکر و محدودیتهای ذهنی و باور فقیر بودن رو داریم که میآیم به جای این که فرصتها رو ببینیم بیشتر محدودیتها رو میبینیم و این چالش اصلی است که خیلی از ماها با اون مواجهیم.
پس خیلی مهمه که ما آگاه باشیم و فقط این که بخواییم از اون چرخه شرایط فقیر بودن خارج بشیم، پایهاش این هستش که طرز فکرمون رو تغییر بدیم و پیشنیاز اصلی اون اینه که فرصتها رو به جای محدودیتها ببینیم.
